بر لب قاصدکی
شعری نو
عاقبت می شکند
دست تو
ساقه و بند
تا بخواند ز لب ساکت او افسونش
قاصدک اما تند
می گریزد در باد
هر کس که با شیاطین می جنگد باید مراقب باشد که خود در طول این نبرد به شیطان تبدیل نگردد.
فریدریش نیچه (۱۹۰۰-۱۸۴۴)
باقی، همه سکوت است
شب، همه شب
با کاغذهای سیاه بی خط بر چار دیوار
و باران که دیگر نمی بارد بر بام
نه آواز پرنده می خواندت
نه افسون شکوفه ها در چشم
که فرو ریزد هزار بار در دلت،
نه چشمی که آئینه شود
بر لبخند تو بی چشمداشت ،
شتاب کن، شتاب
چون از اینجا گذشتی
باقی همه شب است ، شب
با کاغذ های سیاه بی خط بر چار دیوار
Every night and every morn
Some to misery are born
Every morn and every night
Some are born to sweet delight
Some are born to sweet delight
Some are born to endless night
william Blake