آفتاب آمد دلیل آفتاب
گر دلیلت باید از وی رو متاب
که آمدنت
چون آمدن نور است
نرم و بی خبر
بی دریغ
یقین گم شده
مهر بان من
ناشناخته ها
طعم چخماق
طعم باروت
طعم بوسه
آتش می دود
بر رگم
تا خاکستر
ایدئولوژی خواه به صورت دینی خواه غیر دینی ، نظامی است مصلحت اندیش و حرکت خیز که پیش از آنکه دغدغه حقیقت را داشته باشد دغدغه حرکت و عمل را دارد .این نظام فکری عموما تابع اغراض سیاسی است و به این می اندیشد که هم سیاست را تبین کند و هم آنرا تغییر دهد . ایدئولوژی خصلت جمعی دارد و صفت ترین دائما در آن تکرار میشود و سرشار از باید ها و نبایدهاست و موجب نگاه ساده انگارانه و جزم منشانه به جهان ، حیات و انسان میگردد و بدین سبب با کثرت گرایی و پلورالیزم سر آشتی ندارد . ایدئولوژی همواره خط کشی می کند و افراد را به دو گروه خودی یا غیر خودی و مومن یا کافر به یک مکتب تقسیم کرده و همواره ایجاد تخاصم می کند ...
سکولاریزاسیون تجزیه بیرونی و پیامد بیرونی سکولاریسم بود که موجب جدایی و استقلال نهاد های اجتماعی از سلطه دین و کلیسا گردید .
سکولاریسم تجزیه معرفتی در ذهن و باور انسان بود که موجب جدایی و استقلال سایر حوزه های معرفت انسان از دین گردید و موجب عمل کردن بر وفق و طبق انگیزه های غیر دینی و تفسیر کردن جهان و انسان و حیات بر حسب مفاهیم غیر دینی شد .