Determinism : به مفهوم قائل بودن به وجود تعین و ضرورت در تاریخ است و به این می اندیشد که اگر تاریخ اکنون این گونه است ،این یک شکل اجتناب ناپذیر است و باید این گونه میشد و باور به این که در تاریخ علاوه بر علل ، قانون هم وجود دارد . در فارسی ، جبر گرایی هم ترجمه شده است . بارزترین شکل این رویکرد به تاریخ در گفتمان مدرن در کنه اندیشه مارکسیسم (Marxism) به چشم می خورد .
Indeterminism: در حال حاضر رویکرد عمده مواجه با تاریخ است و به مفهوم قائل بودن به عدم وجود تعین و ضرورت درتاریخ می باشد و باور به این که تاریخ بدین گونه که هست تنها یک شکل ممکن است نه یک شکل اجتناب ناپذیر . این مکتب می اندیشد که در بررسی تاریخ ما فقط با علل مواجه ایم نه با قانون .
عاقبت زان در برون آید سری
Two things are infinite: the universe and human stupidity;
and I'm not sure about the universe.
پدر فرتوت شد
شعر خشکید
گمان کنم همسایه ها در کوچه
به دنبال معجزه می گردند
از عشق هم خبری نیست
اما شیاطین هر روز مرا به نام می خوانند
He who fights with monsters should look to it
that he himself does not become a monster.
Friedrich Nietzsche
به دور دستها
آنجا که
نه تو هستی
و نه خیال تو
افسوس که اين مزرعه را آب گرفته
دهقان مصيبت زده را خواب گرفته
خون دل ما رنگ می ناب گرفته
وز سوزش تب پيکرمان تاب گرفته
رخسار هنر گونه مهتاب گرفته
چشمان خرد پرده ز خوناب گرفته ...
ادیب الممالک فراهانی