چه بند است چه زنجیر ، که بر پاست خدایا
غزل می بارید
به حیاط دویدم
دستانم گهواره واژه ها شد
به اتاق که بازگشتم
چشمانم شاعر شده بودند
بهار
دیروز که آمدی با نسیم
ناشناخته
امروز
باد پنجره را گشود
تو گریختی
از قاب بر باد قاصدکم
ناخوانده