چرخ زندگی می چرخد
و سیبی که به هوا انداختم
صد بار
مثل من که می چرخم به دور خود
اما نه به گرد یار
حقایق را به آستانه آگاهی مردم برساند. روشنفکر می خواهد حقایقی را که در علوم و معارف
مختلف کشف شده است به آگاهی شهروندان جامعه خود یا شهروندان جامعه جهانی برساند.
روشنفکر از آن رو که روشنفکر است خود کشف حقیقت نمی کند . ممکن است یک روشنفکر
علاوه بر اینکه یک روشنفکر است یک عالم هم باشد و از آن رو که یک عالم است کشف حقیقت
کند. اما کار او از آن رو که روشنفکر است کشف حقیقت نیست ، بلکه رساندن حقیقت مکشوفه
به آگاهی توده شهروندان است . اما دغدغه دوم روشنفکر ، کاستن از درد و رنج شهروندان ،خواه
شهروندان جامعه خود ،خواه شهروندان جامعه جهانی است .
روشنفکر این دو کار را انجام می دهد . کار اول را تقریر حقیقت می نامم و کار دوم را تقلیل مرارت .
کار اول تقریر حقیقت است یعنی استقرار بخشیدن به حقایق کشف شده در ذهن و ضمیر
شهروندان . کار دوم تقلیل مرارت است یعنی کاستن از مرارت و درد و رنج زندگی شهروندان.
مصطفی ملکیان
مشتاقی و مهجوری
و چه جای دادن که نخواهم نمودن ، این نان اگر چه بر درها افتاده بوده و سگان نمی خوردند
از بسیاری طعام و ارزانی،اما چون منع آغاز کردند همه خلق رغبت کنند و در بند آن نان گرد آیند ،
علی الخصوص که آن نان را سالی در آستین کنی و دوباره از نو تاکید می کنی در نا دادن و
نا نمودن ، رغبتشان در آن نان از حد بگذرد که الانسان حریص علی ما منع منه .
هر چند که زن را امر کنی که پنهان شو ، وی را دغدغه خود نمودن بیشتر شود و خلق را
از نهان شدن او ، رغبت بر آن زن بیشتر شود ، پس تو نشسته ای و رغبت خلق از دو سو
زیادت میکنی و می پنداری که اصلاح می کنی . آن خود عین فساد است . اگر او را گوهری
باشد که نخواهد فعل بد کند ، اگر منع کنی و اگر نکنی او بر آن طبع نیک خود و سرشت پاک
خود خواهد رفت . فارغ باش و تشویش مخور که منع جز رغبت را افزون نمی کند .
مولانا
فیه ما فیه
بر باد خواهیم رفت.
اشعیا ۶۴: ۶