تبليغاتX
بی فصل و نا درخت

می شکفی

می شکفی

می شکفی

اما چنان

که باز ترد و بکری،

نازک،

چون بار نخست که

از مادر زادی

چگونه می شکفی؟

بی هیچ پاسخم،

 که باز

تو می شکفی

می شکفی

می شکفی...

+  چهاردهم خرداد 1387     

دامنت می گیرم

خیس خیس

من، سال دریاهای سرگردان

نامت را می جویم

بر کامم بیفشان

تا بنوشمت یک نفس

چه مستم می کنی

چه مست،

که دو چندان می بینمت

نه دوچندان نیست

دو صد چندان،

انبوه مائده های چاک خورده

شیر می جوشت در آوندت چه گرم

دو صد بار شکوفه های تر

دو صد سال شاخه های نشسته به بر

سال میوه های فراوانی

که من می بینمت

خیس خیس

 

+  چهاردهم خرداد 1387