به دمی چو باده مست می کنی مرا
چنان مست می کنی
به دمی که چنان مست می کنی مرا
دو چندان می بینمت
نه دوچندان نیست
دو صد چندان،
انبوه مائده های چاک خورده
شیر می جوشت در آوندت چه گرم
دو صد بار شکوفه های تر
دو صد سال شاخه های نشسته به بر
سال میوه های فراوانی
که من می بینمت
به دمی که چو باده مست می کنی مرا