که ابر نمی زاید
نمی ریزد
که نمی ریزد
که باران نمی ریزد،
به گاهی که سایه ها تشنه ترند
چون سایه ها از درختان تشنه ترند،
من ایستاده ام
بر ریشه های تو
هنوز ایستاده ام
که من هنوز،
و می خواهم که ببارم
می بارم
که من هنوز،
سیل می بارم
بر ریشه های تشنه
انزوای تو