نه سخن از نازی
چه جهان زاری،
همه آشفته پی راز زبان می گردند
همه آشفته پی عدل خدا می گردند
و خدا در پی رحمان رحیم
چه جهان زاری
که خدا سرب شده
خان به خان می چرخد
می نشیند به دل هر بشری
چه جهان زاری
شهر از یار تهی
شهر اما بسیار
بر سر هر منبر
بر سر و سینه چنان می کوبند
چند قدم این ورتر
در لوای علم بی دینی
چند قدم آن ور تر
در لوای علم دینداری
شرحه شرحه است جهان
چه جهان زاری...