مارتینز مباشر می خوردند ، می نوشیدند و لطیفه می گفتند . گرسنه نبود ، فقط تشنه .
لیوان آبجو را یک نفس سر کشید و به فکر توماسا و چینچا افتاد . تلز پرسید قرار است شب را
همین جا بمانیم ؟ و اوروندو در این فکر بود که در کامانا فاحشه خانه هست یا نه. مارتینز مباشر
گفت حتما هست ، چیزی که هیچ جا کم نداریم جنده خانه ست و کلیسا.
ماریو بارگاس یوسا
عبدالله کوثری